کیان کیان، تا این لحظه: 15 سال و 3 ماه و 14 روز سن داره

عسل مامان جونی و بابا جونی

سلام برفرزندمان

1390/5/9 14:51
421 بازدید
اشتراک گذاری

 

امروز من یک پدرم و همسرم یک مادر نمونه

  بالاخره روزی را که خداوند در سرنوشت ما قرار داده بود که ما پدر ومادر خطاب شویم رسید 

از شب قبل درد شیرینی وجود مادر را گرفته بود گرمای تابستان هم بیداد میکرد انگار که امروز زندگی رنگ دیگری به خود گرفته وفرشته  هاهم نیز این را میدانند که تو پا به این دنیا خواهی گذاشت زندگی از هرروز سبز وخرم تر است مادر شب قبل هم ازدردهای آسمانی که دروجودش بود چشم برهم نگذاشت صبح فرارسید مادرمن ومادر مامانت ما راتابیمارستان سینا همراه بودندهمه شوق وشور عجیبی داشتیم همانطور که قبلا به پسرم قول داده بودم چندروزی مرخصی گرفته ام تا بتوانم بیشتر خدمت تو ومامان باشم ودر لحظات انتظار وجود تو آرامش خاطر بیشتری داشته باشیم به بیمارستان میرسیم ومادر همچنان صبورانه دردها را تحمل میکند برایش دعا میکنم وبرای تو نیز 

  لحظات  لحظات آسمانی وشیرینی است امور پذیرش را انجام میدهیم ومادر در اتاق ٣٢٢ بستری میشود دردها نزدیکتر میشودعرق جبین مادر ودردکشیدنهایش مرا شرمنده میکند  مادر آماده ی  رفتن به اتاق عمل میشود مادر بزرگهایت که خدا نگهدارشون باشه پراز شوق وشور مشغول دعا خواندن ومن ودایی جون شما آهسته آهسته در سالن بیمارستان قدم میزنیم افکارم برمیگردد به زمان تولد خودم ولابد پدر من هم همین حالات راداشته اند بگذریم......... 

همه چیز خوب پیش میرود وجای هیچگونه نگرانی نیست چند دقیقه ای میگذرد که خانم پرستار مرا با فامیل میخواند گرمای عجیبی وجودم را فرا میگیرد وبلافاصله پاسخ میدهم بله ...........

که دراین لحظه پر تب وتاب نوید وجود تو را میدهداکنون ساعت ١١:٣٠ ونزدیک ظهرشرعی درمشهد است  دلم از خوشحالی غنج میرود این احساس مرا زمانی که تو پدر شوی خواهی فهمید دستهایم را به آسمان بلند میکنم وخدا را سپاس میگویم همه به هم تبریک میگوییم چه لحظات پر اعتباری است (پدرشدن )  

آغاز سفرت به این دنیا باگریه بود ومن وقتی این نوای دلنواز را که راه تنفس تورابرای آغاز دم وباز دم های پاکت  باز میکرد خدا راسپاس گفتم 

  خدایا ممنونتم که به من لیاقت دادی اما خدایا از تو میخواهم نگاهت به ما بیشتروبیشتر باشد برای دیدن روی ماهت لحظه شماری میکنم وای چه قدر ثانیه ها دیر میگذرد  پدران دیگری نیز درانتظارند آنان به من تبریک میگویند هنوز تورا ندیده ام ودر این فکرم که تو شبیه چه کسی هستی ناگهان از پشت در اتاق چهره ی معصومانه تو نازنین را نشانمان میدهند واین اولین دیدار پسر و پدراست (دقیقا ساعت ٢ بعدازظهر)از حال مادرت میپرسم همچنان نگران وجود خسته او نیز هستم وقتی از سلامت مادر مطمئن میشوم برای هردو ی شما دعا میکنم که:رب هب لی من لدنک ذریه طیبه انک سمیع الدعا......

 خداوندا به من فرزند پاکیزه ای عطا فرما که تو دعا را میشنوی .و  برای مادرت آرزوی سلامتی دارم واز زحمات  وسختی هایی که در این ٩ماه متحمل شده است وصبورانه به عشق وجود تو دم برنیاورده سپاسگذاری میکنم از امروز ساکنین این خانه ٣نفرند بگین ماشاالله........

کم کم زمزمه ها شروع میشود که شبیه چه کسی هستی سفیدی پوستت به مامان وشکلت به من وگاهی نظرها عوض میشود نه خوب نگاهش کنید انگار لب ودهانش شبیه باباش وچشم وابرو هایش به مامانش وخلاصه پسرم خداراشکر که با سلامت آمدی ویک دنیا صفا آوردی 


 

my baby 

پسرم امروز معنی پرمحتوای کلمه پدر را فهمیدم سختی ها ورنجهایی را که پدران برای فرزندانشان متحمل میشوند را درک کردم  دیری نخواهد گذشت که تو نیز این حالات زیباوروحانی را برای فرزندت خواهی داست زمان زود میگذزد

فرزندم برایت بگویم که پسر همچون آهن است که هرچه درکوره ی زندگی گداخته میشود محکمتر ومقاوم تر میشود واین را در اولین روز زندگیت میگویم که همیشه آویزه ی گوشت باشد امروز راه ورسم پدر بودن را در خیالم نقاشی میکنم واز همین امروز میدانم که پس از این بعداز مادرت که او را نیز بسیار دلتنگم و دوستش دارم وعزیزش میدارم تو همنفس هردوی ما خواهی بود دعا میکنم که همیشه همسفرت باشیم وتو نیز یاور ما..........

لبخند بزن پسرم که با لبخند تو خستگی مادر ودلتنگی پدراز بین برود

 فردا چه شیرین است  روز حضور تو در خانه برای اولین بار واین حضور را خداوند مبارک کند وپربرکت انشاالله

ازخداوند تبارک وتعالی میخواهم که بخاطر پاکی این فرشته ای که به خانه مان هدیه کرده است نظر لطفش را بر خانه مان بیشتر کند وآن را سرشار از معنویت وبرکت نماید

بالاخره مادرت راساعت ١:٣٠ بعداز ظهر به اتاق ٣٢٢ آوردند باقلبی سرشار از عشق پدری وهمسری کنار تختش نشستم وضمن تبریک به خانمی اززحمات مامانی تشکر کردم ودریافت نشان بالیاقت (مادر ) راتبریک گفتم مامان مثل همیشه گل کاشت ونمره ی بیست گرفت خدایا بخاطر این آرامشی که پس از ماهها انتظار در وجود همه ما قرار دادی تو را حمد وسپاس میگوییم

پسربابا  یادم باشد که از این به بعد در قنوت نمازم بخوانم رب هب لی..........................

به به امروز فرشته مهربانی بر خانه ما سایه افکند وخانه را غرق نشاط وشادمانی کرد روز ٢١ماه پر فضیلت شعبان (ماه سلام وصلوات) 

خدایا به مبارکی قدوم متولدین این ماه آقا ومولایمان مهدی صاحب زمان (عج)وسرور وسالارمان امام حسین (ع) وحضرت ابوالفضل (ع)فرزندمان را از محبین اهل بیت قرار بده

Happy Birthday Scraps, Wishes with Graphics for Orkut, Myspace

 ضمنا پس از خدای مهربان که تورا آفرید نیکو صورت  وپس از آن ازمادرت که زحمت ٩ماهه تو را بعهده داشته است از دستان توانمند دکترت سرکار خانم عصمت قربانی تشکر میکنم از مامانی جونا ودایی جون وهمه کسانی که برای تو زحمتی متقبل شده اند سپاسگزارم

 

 

 

 

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)