فردا اول تیرماهه مامانی....................
ووای........................دیگه دارم اخرین روز های زندگی تو دل مامانمو میگذرونم دیگه هم جام داره تنگ
میشه هم مامان جونی کم کم داره خسته میشه اشکالی نداره مامانی جون جونی وعزیزم
بذار بیام همه چی جبران میشه وقتی منو تو اغوشت داشته باشی وقتی نفسامون بهم نزدیک بشه
اونموقع احساس مادریتو برام بگو ببین چه شوروحالی داره بدون که بهشت از روزی که من بدنیا بیام و
مقام مادرشدن رو برات میارم بهشت میاد زیر پات مامان جون اونموقع ست که خستگی واذیتای این نه ماه از
تنت بیرون میاد تازه زن عمو علی هم داره مثل شما زحمت نه ماه را میکشه انشاالله خدا برای هردوتایی تون
جبران کنه
خوب....................مادر خانمی ........................روزهای خوب وشیرینی را دار ی میگذرونی شما مادر
خانمی دوست دارین که من زودتر بدنیا بیام وپهلوتون بخوابم وبرام لالایی بخونین
واما شما اقای پدر..............دوست دارین هرچه زودتر بیام واولین کاری که بکنین یا با من کشتی بگیرین
یاباهم بریم فوتبال .خداییش عجب مامان وبابای خوبی دارم خدایا شکرت
خدایا من میخوام تا همیشه با پدرومادرم باشم وبتونم ذره ای از زحمتاشونو جبران کنم انشاالله
یادتون باشه اولین باری که چشمتون به من افتاد برام دعا کنین که عاقبت بخیر بشم
وقدمهایم سرشار از معنویت باشد انشاالله


فردا اول تیرماهه مامانی....................
